تبلیغات
عاشقان ولایت - خاطرات دفاع مقدس
عاشقان ولایت
یا مهدی ادركنی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خاطرات دفاع مقدس

به نام خدای مهربانم



قبرشماره47

نمازهای خاشعانه‏اش، پزشک عراقی را در بیمارستان متاثر کرده بود. در اردوگاه که بود، تمام وقتش را گذاشته بود برای بچه‏ها و به زخمی‏ها خدمت می‏کرد. او «محمدحسین راحت خواه» اهل ایذه بود. وقتی سرطان معده به جانش افتاد و بردنش بیمارستان، همه چشم انتظار آمدنش بودند.آنجا هی می‏گفت: «سوختم، سوختم»

 

یک روز نمازش را که خواند یک تشت خواست. سرش را کرد توی تشت، یک لخته بزرگ از دهانش بیرون ریخت. بعد هم آرام گرفت.

 

پزشک عراقی طاقت را از دست داده بود و زار زار گریه می‏کرد. دیگر آن بسیجی عاشق به اردوگاه برنگشت. مزارش هم در قبرستان «وادی عکاب» غریب بود. صلیب سرخ فقط گزارش داد: «قبر شماره 47»





خدمت مسئول محترم پادگان امام علی علیه السّلام

 

سلام علیکم

 

با درود بیکران بر ارواح پاک شهدا و سلام بر روح رهبر کبیر انقلاب و با عرض خالصانه‌ترین سلام و درودها خدمت شما برادر گرامی، به اطلاع می‌رسانم که اینجانب عسکر قاسمی ساکن روستای علیا از توابع مرودشت در سال 1364 در این پادگان آموزش بسیج دید‌ه‌ام و بعد از آموزش، یک یقلبی(ظرف غذای نظامی) در ساک من بوده که به خانه برده بودم و به علت این‌که به دست نیروهای بعثی اسیر شدم، نتوانستم آن‌را پس بدهم و الآن بعد از آزادی آن‌را پیدا کرده‌ام و خدمت تان می‌فرستم.

 

اگر مایه‌ی جریمه باشد، خواهشمند است تماس بگیرید تا ادای قرض نمایم.

 

امیدوارم که خداوند همه‌ی ما را مورد آمرزش قرار دهد.

 

                                                                               باتشکّر ـ قاسمی


درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : عشق ولایت

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظر شما در مورد وبلاگ عاشقان ولایت چیست؟






نویسندگان