تبلیغات
عاشقان ولایت - به یاد عموهای شهیدم
عاشقان ولایت
یا مهدی ادركنی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

به یاد عموهای شهیدم

بسمه تعالی

همیشه دوست داشتم آن بزرگواران را می دیدم ولی صد افسوس که سنم یاری نمیکرد. تنها چیزی که از آنها باقی مانده یاد و خاطرات و عکس های قدیمی آنهاست ، وقتی به قاب عکس آنها بروی دیوار نگاه میکنم خیلی بیشتر از پیش دلتنگشان می شوم ،انگار سالها با آنها بوده ام !  شاید باورش سخت باشه ولی تو خوابم هم امدن! خیلی دلم برایشان هوایی شده و دلتنگشانم.


جانمحمد

عموجانمحمد پسر دوم خانواده بود، که تو 26 سالگی در عملیات کربلای 4  که گروهان غواص بودن ; موقعی که نیروها درگیر شدند و خط رو شکسنتد به خاطر اینکه عراقی ها از قبل آماده عملیات بودند فشار زیادی اوردند و کلی آتیش رو رزمندها ریختند وشهید شدن.خیلی از دوستاش شهید شده بودند و خیلی ناراحت بود و گلایه میکرد که از بچه ها عقب مانده و حتما مشکلی دارم که من هم به دوستانم نمی پیوندم، پدرم میگفت زمانی که عمو مثل همیشه آماده رفتن به جبهه شده بود حال هوای دیگه داشت اون حتی گفته بود که این دیدار آخره ،آروم تر از همیشه و با محبت از همیشه بود ،مادر بزرگم سعی کرد اینبار مانع رفتنش بشه ولی نتونست چون سرنوشت برای اون شهادت رو میطلبید. عمو  رفت و همانند کبوتری آزاده پرواز کرد ،ولی وقتی خبر پروازش به خانواده رسید خبری از وجود پیکر نازنینش نبود ،همرزمانش دیده بودن که او شهید شده ولی به خاطر وضعیت نابسامان نتوانستد پیکر مطهرش رو بیاورند.او شانزده سال فرزند روح الله بود.
 گوشه ای از وصیت نامه جانمحمد
 شما ای پدرارن و مادران و خواهران اگر تشنه دیدار ما هستید ،جهان تشنه عدالت است.شما گر مست و خوابید چه بسیار مظلومان که از بیداد کفار شبی هم از شب ها در دیدگانشان خواب راحت نیست. هیچ وقت دوست نداشتم که در خانه و در بستر بمیرم و همیشه از این گونه مردن هراس داشتم .زیرا که دنیا محل گذر است و لذت دنیایی زود گذر و دنیا رو به فناست ،پس بگذاریم بدنمان را سوراخ سوراخ کنند ولی از حقیقت دست نکشیم.



عمو جانعلی پسر کوچک خانواده بود که در سن نوزده سالگی در عملیات بیت المقدس آزاد سازی خرمشهر به شهادت رسید .او شخصیتی بسیار آرام و مهربون داشت بسیار مومن و باتقوا بود ،همیشه به بزرگتر از خودش احترام می گذاشت  و نه تنها خانواده بلکه هر که او را میشناخت دوستش داشت .

عضو فعال بسیج منطقشون بود و با شروع جنگ، داوطلبانه به جبهه رفت  و در آخر در عملیات آزاد سازی خرمشهر به درجه رفیع شهادت رسیدو آسمانی شد.

گوشه ای از وصیت نامه جانعلی

ای برادارن عزیز ،هشیار باشید و غیر اسلام و قرآن به چیز دیگری فکر نکنید ،هر چه خیر و صلاح انسان است در این کتاب نهفته است و شما سعی کنید که راه خدا را بپیمایید.

ای خواهران: زینب گونه پیام شهیدان راه خدا را به گوش جهانیان برسانید و زینب گونه به ادامه راه شهیدان ادامه دهید.



این یه شرح خیلی مختصر از دو عموی شهیدم بود،دوست داشتم قلم زیبایی داشته باشم  و از نزدیک میدیدمشون تا بتوانم حق مطلب رو در مورد عموهای عزیزم ادا کنم ولی چه کنم که ،همین در توانم بود.


روحشان شاد و یادشان  گرامی باد

 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : عشق ولایت

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظر شما در مورد وبلاگ عاشقان ولایت چیست؟






نویسندگان